قالب وردپرس قالب وردپرس آموزش وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس
خانه / معرفی زنان ژورنالیست / بانو خموش: وضعیت خبرنگاران در این اواخر بدتر شده است

بانو خموش: وضعیت خبرنگاران در این اواخر بدتر شده است


 

کابل

۷ جولای/ ۱۶ سرطان ۱۳۹۷

سهیلا وداع خموش،‌ یکی ازخبرنگاران مطرح افغانستان است که۱۶سال می شود در بخش های گوناگون رسانه ای کار می کند. او در رشته ادبیات پوهنتون کابل تحصیلاتش را به پایان رسانیده است. وی بر علاوه کار خبرنگاری به نویسندگی نیز علاقه داشته که از مجموع دست آورد های بانو خموش در عرصه نویسندگی میتوان ازٱخرین امید و نیمګړې هیلې (مجموعه هایی از داستان های کوتاه) و نوشتن دستنامه ٱموزشی عدالت انتقالی و چگونگی دسترسی به عدالت انتقالی در افغانستان نام برد.

خواستم این باربا ایشان مصاحبه‌ای داشته باشم که به یقین برای شماخوانندگان گرامی عاری ازدلچسپی نخواهد بود.

از بانو خموش پرسیدم :

کار خبرنگاری را چگونه آغاز کردید؟

به جواب سوالم چنین پرداخت:

کار خبرنگاری را در سال ۱۳٨۲از روزنامه چراغ ٱغاز کردم که در ٱن زمان گزارش های جنایی و سپس مسوولیت پیش بردن سه یا چهار صفحه این روزنامه را به دوش داشتم. در کنار مسوولیت صفحات هنرو ادب، صفحات گزارش های اجتماعی و خبر های امنیتی را نیز تهیه می کردم. همچنان داستان نویسی و طنز نویسی نیز شامل کارهایم در این روزنامه بود.

خوب بانو خموش:

در عرصه کار خبرنگاری چه دست آورد هایی داشته اید؟

جواب : در طول مدت کاری ام با تعدادی از رسانه ها، چندین تقدیرنامه و تحسین نامه دریافت کرده ام و در ضمن جایزه ٱزادی بیان را نیز به دست آورده ام. البته تمام تحسین نامه ها به اساس گزارش های برتر و تاثیر گذار در جامعه از سوی رسانه هایی که در آن کار کرده ام، برایم اهدا شده است.

خانم خموش! آیا در جریان کار خبرنگاری با تهدید یا خشونت مواجه شده‌اید؟ اگر شده اید از جانب کی؟ و در حل یا از بین بردن مشکل، دولت و یا نهاد های مدافع ژورنالیستان از حقوق شما دفاع نموده اند و یا خیر؟

جواب: بلی در جریان کار خبرنگاری به خصوص تهیه خبر یا گزارش های امنیتی و تحقیقی با تهدید و لت و کوب از سوی نظامیان امنیتی و برخی از هواداران مسوولان امنیتی در انجام تهیه گزارش روبرو شده ام. چندین بار از سوی برخی از نظامیان در رویداد های انتحاری یا انفجاری مورد لت و کوب قرار گرفته ام. ولی این موارد مربوط به سال های ۲۰۰٤ یا ۲۰۰۵می شود.  در حل این قضایا یا خود ارگان های دولتی شامل بوده اند یا اندکی هم نهاد نی حمایت کننده رسانه ها.

ولی آن طوری که نهاد های حمایتی باید در حل قضایا رسیدگی کنند ، نکرده اند. فقط این نهاد ها مصروف ٱمارگیری از قضایا بوده اند، ولی نمی توان صد در صد موجودیت و حمایت شان را نادیده گرفت. تا حدی موثریت شان را نیز داشته اند.

اما در قسمت اتحادیه ملی ژورنالیستان باید گفت که این اتحادیه ها اکثرا مصروف زد و بند های موجودیت خودشان بوده اند. مانند دو اتحادیه ملی ژورنالیستان که با یک نام اعلان موجودیت کرده اند.

خوب! به نظر شما کار در رسانه‌های افغانستان چطور است؟ آیا در جریان کار سانسور هم شده‌اید؟ 

جواب: به باور من نظر به شرایط فعلی کار در رسانه های افغانستان خیلی دشوار است. در این زمینه چندین مشکل وجود دارد:

۱- عدم دسترسی به اطلاعات دقیق از سوی دولت و گروه های مخالف

۲- نبود امنیت جانی خبرنگاران در جریان تهیه گزارش

۳- نبود امنیت شغلی و ادامه کار از سوی کارفرما یا مسوولان رسانه ها

٤- نبود تضمین ادامه کار به خاطر وضعیت مالی رسانه

۵ – سواستفاده از خبرنگاران از سوی برخی از کارفرمایان

۶ – عملی نشدن قوانین مصوونیت خبرنگاران

۷- برخورد دوگانه با کارمندان در رسانه ها و غیره سبب شده است که خبرنگاران را از ادامه کار در رسانه ها باز دارد. در تمام ابعاد خبرنگاران زن بیشتر ٱسیب پذیر بوده اند.

بلی! در چند مورد سانسور شده ام ولی نمی شود نظر به برخی از ملاحظات به آن اشاره کرد.

بانو خموش! در کل وضعیت رسانه‌های افغانستان را چگونه بررسی می‌نمایید؟ آیا واقعا آزادی بیان وجود دارد؟

جواب: در بخش ٱزادی بیان باید گفت که آزادی بیان تا حدی وجود دارد ولی  نباید چشم پوشی کرد که نظر به سال های ۲۰۰۲ امروز خبرنگاری ارزش خودش را تا حدی از دست داده است. این مشکل از جایی برخواسته است که یا برخی از خبرنگاران مسلکی برخورد نمی کنند یا موجودیت زورگویان و زورمندان در آن نقش داشته است و در برخی موارد بعضی از رسانه ها یا وابسته عمل کرده اند یا اینکه کار رسانه را تجارتی ساخته اند.

یکی از خاطرات کاری‌تان را با مرکز شریک سازید که برای‌تان خیلی جالب و تاثیرگذار بوده باشد؟

جواب : در بیشتر از شانزده سال کاری طبعا با خاطرات جالب چه تراژید یا هم خنده دار روبرو شده ام. خاطره خنده دار اینست که یکی از شب های سال ۲۰۰۳ یا ۲۰۰۴ بود؛ خواب بودم که صدای مهیب مانند انفجار بلند شد از خواب پریدم دیدم ساعت حوالی ۳ صبح بود، در حالی که خودم را آماده بیرون شدن از خانه می کردم عاجل به قوماندانی امنیه کابل زنگ زدم و جویای محل حادثه گردیدم ، آنان گفتند که هنوز جزئیات برای شان نرسیده است. می خواستم از خانه بیرون شوم که دوباره صدا بلند شد. بازهم به قوماندانی کابل زنگ زدم هنوز هم جواب شان منفی بود، وقتی بیرون شدم ناگهان برای سومین بار صدای رعد و برق بلند شد چون باران می بارید. که در این حالت پولیس ها خندیدند و من هم در حالت خجالت زده گی خنده ام گرفت.

ولی رنج آور ترین بخش کارم در این اواخر این است که به خاطر ضعف اقتصادی رسانه ها و به خاطر عدم مصوونیت کار خبرنگاری مجبور شده ام خلاف رشته در کمسیون انتخابات کار کنم.

همچنان با مواجه شدن با ده ها مشکل نمی توانم آن را تبارز دهم… سختر از آن این است؛ هنگامی که هم مسلکانم به خاطر تهیه گزارش از بخش کاری فعلی ام می آیند و مرا می بینند تعجب می کنند و شاید آنان نیز از عواقب ادامه کار شان در رسانه ها نگران شوند و روزی با سرنوشت من روبرو شوند. با تاسف اگر وضعیت به همین گونه پیش برود ما خبرنگاران گل کار، مزدور کار، لباس شور و… را در جامعه خواهیم داشت. چون در این اواخر دیده می شود که تعدادی از خبرنگاران به کار های آزاد مانند برگر فروشی، پیش بردن امور رستورانت، دوکانداری و حتا کار های روی بازار مبادرت ورزیده اند که خیلی قابل نگرانی می باشد. به باور من از تعدد رسانه ها کاسته شود و با مدغم شدن آن ها می توان رسانه های قوی واثر گذار در بازار رسانه ها داشت. در چنین وضعیت باید مالکان رسانه ها دست به کار شده و با هم دست شدن با هم و با حمایت نهاد های حمایتی وضع بد رسانه ها را بهتر سازند.

خانم خموش! به نظر شما نهاد های حامی ژورنالیستان و رسانه ها، به خصوص مرکز حمایت از زنان ژورنالیست در افغانستان به چی اندازه توانسته اند در عرصه حمایت و ظرفیت سازی خبرنگاران موثر واقع شوند؟

جواب: کار نهاد های حمایتی در بخش ظرفیت سازی خوب تلقی شده است اما در بخش حمایتی تا حدی کوتاهی صورت گرفته است. ولی از چگونگی کار و عملکرد مرکز حمایت از زنان ژورنالیست زیاد معلومات ندارم، همین که نهادی برای حمایت زنان ژورنالیست ایجاد شده است و در راستای زنان فعالیت می کند بدون شک بی اثر نیست. ما خبرنگاران زن چشم امید برای بهبود وضعیت ما از این نهاد داریم تا مشکلات موجود رفع شده و خودم شخصا دوباره به مسلکم برگردم.

خوب با سپاس بانو خموش، در اخیر می خواهیم چیزی از زندگی شخصی تان نیز بدانیم !

جواب : متاهل استم و دختری به نام حاسنات دارم. از زندگی ام در کنار ادریس جان الکوزی (شوهرم) خوشحالم و با داشتن خانواده مهربان خسرانم به خصوص پدر، مادر، خواهر و برادران شوهرم به خود می بالم و افتخار می کنم. در اخیر سپاس فراوان از مرکز حمایت از زنان ژورنالیست در افغانستان.

گزارش: بهشته ایوبی

تصحیح: مرکز حمایت از زنان ژورنالیست در افغانستان

مطلب پیشنهادی

«من درد زنان را با پوست ، گوشت و استخوانم لمس می کنم…»

هرات: سنبله ۹۶ / سپتمبر ۱۷ این گفته های نسیمه همدرد، مسؤل سایت خبرگزاری بانوان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *